ه‍.ش. ۱۳۸۸ بهمن ۱۹, دوشنبه

آنارشی، دولت و اتوپیا :نگاهی به اندیشه های رابرت نوزیك

  نویسنده : نادر شهریوری
منبع : روزنامه شرق
 
رابرت نوزیك كتاب خود به نام «آنارشی، دولت و اتوپیا» را در سال ۱۹۷۴ و به عنوان بدیلی در برابر كتاب نظریه عدالت ۱۹۷۱ اثر جان رالز منتشر كرد و از آن زمان این دو كتاب در محافل راست همپای هم پیش آمدند و به عنوان دو نظریه متضاد در مورد نقش و رابطه دولت و فرد مطرح شدند. در شرایطی كه جان رالز از دولت می خواست كه به نفع فقیران وارد كار شده و اقدامات گسترده ای را در عرصه اجتماع برای تعدیل فاصله طبقات انجام دهد، نوزیك بالعكس طرفدار سرمایه داری دولت ستیز بود و از دولت حداقل دفاع می كرد و اعتقاد داشت كه وظیفه دولت صرفا وظایف حمایت پلیسی، اجرای قرارداد ها، دفاع ملی و نه بیشتر است. بنابراین از نظر نوزیك مثلا تعلیم و تربیت همگانی، یا حمل و نقل عمومی، جاده ها و پارك ها و یا سیستم بهداشت عمومی و هرآنچه به توزیع دوباره سود از طرف دولت منجر شود، «غیرعادلانه» است. به این ترتیب دیدگاه نوزیك در این مورد، موجب شوك میان علاقه مندان و صاحب نظران این مباحث شد.اما با این همه نوزیك بر دیدگاه شبه آنارشیستی خود كه مبتنی بر حقوق مطلق فردی بود، تاكید می كرد و اعتقاد داشت كه تنها دولت حداقل می تواند تا حدودی ضامن امنیت حقوق مطلق فردی باشد كه وی آن را نقطه عزیمت تمام استدلال های خود در نظر گرفته بود. تاكید وی بر دولت حداقل به این صورت بود كه وی دولت حداقل یا كوچك را اتوپیا و تنها آرمانشهر ممكن تلقی می كرد كه هر فرد در درون آن می تواند رویاهای تحقق نیافته «فردی» خود را محقق كند، بنابراین به نظر می رسد كه اسم كتاب نوزیك «آنارشی، دولت، اتوپیا» كم و بیش اسم بامسمایی است كه در آن آنارشیسم فرد گرایانه یا به عبارت دیگر جامعه اتمیزه شده كه افراد به مثابه اتم های منفرد و مجزا در تقابل با تجاوزات دولت حداكثر از «دولت كوچكی» دفاع می كنند تا بتوانند اتوپیاهای شخصی خود را در آن آرمانشهر تحقق یافته، در ذیل آموزه كانتی كه «فرد غایت است» به منصه ظهور برسانند.نوزیك با صراحت توضیح می دهد كه به یك اصل اخلاقی بنیادین وفادار است و آن «وجه امری كانتی» است كه دستورالعمل آن «این اصل كانتی است كه افراد هدف اند غایت اند و نه ابزار».پس افراد نباید قربانی شوند و یا بدون رضایت خودشان كاری انجام دهند. در اینجا نیز چیزی مقدس شمرده می شود و آنچه مقدس است همانا «فرد» است. بنابراین آیا اساسا از نظر نوزیك دولتی می بایست وجود داشته باشد دولتی كه ذاتا اجبارگر و مجاز به استفاده از زور است جواب نوزیك این است كه آری، دولتی می بایست وجود داشته باشد، اما فقط دولت حداقل تا آن نیز در خدمت فرد باشد. در اینجا نوزیك این آموزه آنارشیست ها را جدی می گیرد كه دولت ضرورتا حقوق فردی را نقض می كند و از این رو هرگاه حقوق فردی، اخلاقی تلقی شود، «دولت ذاتا غیراخلاقی است». علاوه بر این نوزیك بخش مهمی از دیدگاه های فردگرایانه آنارشیستی را جدی و نزدیك به دیدگاه خود می داند، اما وی به نوع خاصی از آنارشی گری نظر دارد به آنارشیسم فردگرایانه یا دیدگاه دیگری موسوم به «آنارشیسم كاپیتالیسم» كه «بازار بدون نظارت دولت» نیز در آن فعال و محل فعالیت بدون مانع بنگاه های خصوصی است. مالكیت خصوصی، پزشكی خصوصی، مدارس خصوصی، بهداشت و رفاه خصوصی كه جملگی مجموعه ای از نابرابری اجتماعی و اقتصادی را در ذهن به تصور درمی آورند، بالعكس از نظر نوزیك مصداق «عدالت» و به عنوان پیامد اجتناب ناپذیر تحقق عدالت تلقی می شود. اما بسط دیدگاه های آنارشیستی نوزیك منجر به نتایج كم وبیش اتوپیایی نیز می شود. وی در كتاب خود از «وضع طبیعی» آغاز می كند اما نه وضع طبیعی كه لاك مطرح می كند و در واقع دیدگاه لاك در مورد وضع طبیعی را نقد می كند. لاك بر سویه های منفی وضع طبیعی تاكید می كند و عدم تضمین صلح و تجاوز به حقوق افراد را از ویژگی های منفی و بد وضع طبیعی تلقی می كند و راه خارج شدن از وضع طبیعی را ایجاد دولت و جامعه مدنی تلقی می كند، اما نوزیك اعتقاد دارد راه بهتری از نظریه لاك وجود دارد و آن «تشكیل انجمن ها و اجتماعات برای حمایت متقابل» است كه در این رابطه هر فردی برای عضویت در این انجمن ها و اجتماعات می تواند پولی بدهد و به ازای پولی كه می دهد مورد حمایت آن موسسه قرار بگیرد. البته ممكن است كه در این ارتباط وضع به آنارشی بكشد اگرچه نوزیك از آنارشی گری بیمی ندارد و وضع طبیعی مجددا تجدید شود، ولی عملا به تسلط یك انجمن بر انجمن های دیگر منجر می شود منظور از تسلط آن است كه انجمن مسلط واجد انحصار كاربرد زور است تا حیطه فعالیت دیگر انجمن ها را محدود گرداند. به این ترتیب به طور طبیعی و خودبه خود سلسله قوانین حقوقی و دادرسی شكل می گیرد. در هر صورت كسی كه تمایلی به استفاده از خدمات انجمن مسلط ندارد نیازی ندارد كه پولی بپردازد ولی دولت برآمده از این مناسبات تنها به كسانی سرویس می دهد كه پول پرداخت كرده باشند.در اینجا پول جای شركت داوطلبانه افراد را در انجمن های مورد نظر آنارشیست های اولیه را می گیرد. آنارشیست های اولیه، چه آنارشیست های فردگرا مانند پرودن یا گادوین و چه آنارشیست های جمع گرا مانند باكونین جملگی جامعه آنارشیستی مورد نظر را بر اساس همكاری داوطلبانه پیش بینی می كردند كه عمل افراد در آن بدون ترس از تنبیه یا پاداشی صورت می گیرد و برخلاف نوزیك اراده انجمن مسلط بر كنش افراد تاثیر ندارد كه این مسئله شاید به دلیل آن باشد كه آنارشیست های مذكور انسان را ذاتا پاك سرشت و جامعه پذیر می دانستند.
نكته دیگر اینكه نوزیك هر گونه اندیشه توزیعی را ناقض عدالت تلقی می كند از جمله عدالت توزیعی كه در نظر وی به هیچ وجه قابل دفاع نیست. البته وی به جای «عدالت توزیعی» از نظریه استحقاقی عدالت دفاع می كند. این نظریه سه اصل اساسی دارد: یكی اصل عدالت در اكتساب، یعنی اینكه چگونه مردم اشیا و كالاها را از روی استحقاق به دست آورند، دوم عدالت در نقل و انتقال یعنی اینكه اشیا و كالاها را به صورت داوطلبانه و غیراجباری به دیگران منتقل كنند و سوم عدالت به معنی رفع بی عدالتی ناشی از نقض دو اصل نخست به نظر نوزیك باید وضع موجود توزیع ثروت و دارایی ها را كه عملا نتیجه فرآیند مبادلات آزاد و داوطلبانه است عین عدالت خواند... دولت نمی تواند به عنوان تامین مصلحت فرد از فعالیت های آزاد وی جلوگیری كند. وضع مالیات به منظور تامین خدمات رفاهی برای دیگران، در حكم بیگاری كشیدن است، دولت نمی تواند برخی را وادارد تا به برخی دیگر كمك كنند

0 نظرات:

ارسال یک نظر